بر کسی پوشیده نیست که وین به عنوان یکی از پایتختهای فرهنگی اروپا شناخته میشود و هر ساله میزبان صدها رویداد فرهنگی و بینالمللی است. با این حال، کانون اصلی توجه در وین و سراسر اتریش، هنر موسیقی است. در این کشور که زادگاه موتزارت، یکی از بزرگترین نوابغ تاریخ موسیقی به شمار میرود، موسیقی (چه در سبک کلاسیک و چه در سایر ژانرها) نسبت به دیگر شاخههای هنری، از اعتبار، شهرت و جایگاه به مراتب والاتری برخوردار است.
برترین اجراهای موسیقی در وین با استقبال بینظیر مخاطبانی روبهرو میشود که با اشتیاق در صفهای طولانی میایستند تا بلیتهای گرانقیمت آن را تهیه کنند و در کنار هزاران شیفتهی دیگر، به تماشای این رویدادها بنشینند. از سوی دیگر، اجرای برنامه در سالنهای تاریخی و معتبری همچون «انجمن موسیقی وین» (Musikverein) با آن سالن طلایی افسانهایاش و همچنین «اپرای دولتی وین» (Wiener Staatsoper)، یکی از بزرگترین افتخارات برای ارکسترهای سمفونیک برجسته جهان به شمار میرود. در این اجراها، فارغ از اهمیت و شکوهِ نامِ این مکانها، هنرنماییِ دهها موسیقیدان و نوازندهی چیرهدست به دقت زیر ذرهبینِ کارشناسان قرار میگیرد و به صورت رسمی و غیررسمی ارزیابی میشود.
با این همه، هنر موسیقی در فرهنگ اتریش تنها در انحصار طبقه مرفه و کسانی که توان خرید بلیتهای گرانقیمتِ کنسرتهای باشکوه را دارند، نیست. بلکه موسیقیِ فاخر و تراز اول، به بهانهها و مناسبتهای گوناگون در تار و پود جامعه تنیده شده و امکان بهرهمندی از این هنر اصیل برای عموم مردم به زیبایی فراهم است.
حضور هنرمندان ایرانی نیز در عرصه موسیقی وین بسیار پررنگ و افتخارآمیز است؛ از موسیقیدانان و آهنگسازان بزرگ گرفته تا رهبران ارکستر سمفونیک و نوازندگان چیرهدست سازهای ایرانی و غربی که نام و آوازهشان در این شهر فرهنگی بر کسی پوشیده نیست. در کنار این چهرههای شاخص، حضور پرشور شماری از دانشجویان مستعد و جوان ایرانی که در رشتههای گوناگون موسیقی در آکادمیها و دانشگاههای وین و سایر شهرهای اتریش مشغول به تحصیل و هنرآموزیاند، نویدبخش آیندهای روشن و استمرار این افتخارآفرینیهاست.
اساساً ایرانیان در سپهر موسیقی، چهرههای نامدار و برجسته کم ندارند؛ تا جایی که حتی افراد ناآشنا با موسیقی اصیل ایرانی نیز، از حضور درخشان و مشارکت هنرمندان و نوازندگان چیرهدستِ کشورمان در رویدادهای هنری داخل کشور و نبز در بزرگترین و معتبرترین ارکسترهای جهان بیخبر نیستند.
به خاطر دارم در همان روزهای نخستین مأموریتم به عنوان رایزن فرهنگی ایران در اتریش، یکی از رهبران ایرانیِ ارکستر سمفونیک به دیدارم آمد. او پیشنهاد ارزشمندی برای تشکیل یک ارکستر سمفونیک کوچک و کمهزینه با هدف اجرای موسیقی سنتی و معرفی هنر اصیل ایرانی در وین ارائه داد. من که با اشتیاق از این ایده استقبال کرده بودم، بیدرنگ طرح ایشان را برای یکی از بنیادهای وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارسال کردم. اما با کمال تعجب، این طرح که میتوانست روح تازهای در کالبد موسیقی ما در عرصه بینالمللی بدمد و سفیر شایستهای برای معرفی ایران باشد، به ورطه فراموشی سپرده شد.
از سوی دیگر، شهر وین علاوه بر جایگاه بیبدیلش به عنوان پایتخت فرهنگی، یکی از کانونهای اصلی گفتوگوی ادیان در اروپا نیز به شمار میرود. با توجه به همین ظرفیت، روزی یکی دیگر از استادان متواضع موسیقی ایرانی پیشنهاد خلق یک اثر اصیل موسیقایی با محوریت شخصیت والای «حضرت مریم (س) در قرآن» را مطرح کرد. ایده او تشکیل یک گروه مشترکِ حداکثر ۲۰ نفره از هنرمندان ایرانی و اتریشی برای اجرای این اثر بود. ضمن استقبال گرم از این طرح، صادقانه توضیح دادم که بودجه محدود ما پاسخگوی چنین پروژهای نیست، اما قول دادم آن را از طریق مسئولان و بنیاد تخصصی موسیقی در وزارت ارشاد پیگیری کنم. این پیشنهاد نیز بلافاصله به تهران ارسال شد، اما دریغ که پس از مدتی نامهنگاری و گفتوگو، آن هم به حاشیه رانده و کنار گذاشته شد!
هرچند من در زمینه موسیقی تخصص ندارم، اما با این هنر ناآشنا هم نیستم و از سالهای بسیار دور، هیچگاه با منفینگریهای فقهی نسبت به موسیقی اصیل همسویی فکری نداشتهام. من با قاطعیت باور دارم که علاوه بر نقش منحصربهفرد موسیقی در آرامشبخشی به روان و پیوند روح انسان با ساحت آگاهی و معنا، زبان جهانشمول آن این ظرفیت عظیم را دارد که موفقترین سفیر فرهنگی ایران در مجامع بزرگ بینالمللی باشد. بله، موسیقی های هنجارشکن ( با تعاریف گوناگون از هنجار ) وجود دارد اما باید در نگاهی منصفانه، به آثار ارزشمدار فراوان موسیقی جهانی ونقش موثر آنها در بسط فضائل انسانی توجه داشت و به شکل گیری انتخابهای بهتر کمک کرد.
در پایان، صمیمانه امیدوارم در آینده، علاوه بر درک عمیقترِ جایگاه موسیقی در معرفی فرهنگ و تمدن غنی ایرانی، به مسیرهای رشد و بالندگی این هنر توجهی جدیتر مبذول شود؛ مسیرهایی که بیشک یکی از مهمترین آنها، گسترش ارتباطات و تعاملات سازنده در عرصه جهانی است.
رضا غلامی، نماینده فرهنگی ایران در اتریش
شما چه نظری دارید؟